"""""شعرهای انتظاری یاسر بابایی در وبلاگ موعود نمی میرد را حتما بخوانید""""""""""
*******************************************************
"شعر انتظار شعر عشق است "
(( سالهاست غربتمان را قامت می بندیم)) و بغض هایمان را در کوره راه گلویمان می خوریم.سال هاست که کوچه های دلتنگیمان را آب و جارو
می کنیم و رد آشنایی نمی یابیم.اما خوب می دانیم او جایی همین حوالی ها منتظر ماست.جایی نزدیک تر از عطر پونه و جاری تر از بهار ازسالهاست غربتمان را قامت می بندیم و خستگی چشم هایمان را به راه می سپاریم و نگاه منتظرمان را در فلق یله می کنیم اما...
"
انتظار در حرکت معنا می یابد و جاری شدن،در خروش و فریاد.میهمان
چشم ها ودل هایمان را پیشوازی دیگر گونه باید که:
موجیم و وصل ما از خود بریدن است ساحل بهانه ایست ، رفتن رسیدن است
منتظر به معنای واقعی کلمه نمی نشیند که موعودش با اسبی سپید از راه برسد و ...که برمی خیزد ،حرکت می کند،بر سیاهی فریاد می زند.سکوت و سکون را در قاموس او جایی نیست.او طلایه دار کاروانی است که موعودش را به همنوایی می خواند. از اینرو شعر انتظار شعر حرکت است، شعر زندگی وامید،شعر جوشش و جاری شدن و در یک کلام شعر انتظار شعر عشق است.شعری است برخاسته از فرهنگی رفیع که قرن هاست بشر امروز را با تمام چالش ها و خواهش ها ،جنگ ها وشکست ها،امید ها ویاس ها بلند می کند، حرکت می دهد ، به جلو می برد و پرواز می دهد و هم بدین گونه است که در این عصر شتاب و علم و خستگی و تبعیض در این عصری که برج ها و ماشین ها بر دل و پیشانی شهر نشسته اند لزوم پرداختی دیگر گونه به این مقوله بیش از پیش رخ می نمایاندکه در این رهگذر شعر به عنوان متعالی ترین وجه هنر رسالتی بزرگ و شگرف را بر دوش می کشد.قرن هاست هنرمندان ، نخبگان و ادیبان هر یک از ظن خود یار وعده داده شده ای شدند و به هر اسباب و عللی قدمی در این راه بر داشتند و قلمی زدند که اکنون ره توشه ی ماست که هر یک به وسع خویش تحفه ای برگیریم.
""
" فروغ بامداد"
********************************************************************

+ غلامعباس بخشی 85/03/31 و 13:46 |

